فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
106
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
زيباى « عين الشمس » « 1 » نمىشود . نشستن در ميان آنها در صحرا و كوشش براى تمركز حواس به كارى كه شخص انجام مىدهد دشوارتر است تا نشستن بر بالاى برج خاموشان هنگامى كه كركسها در اطراف مشغول پرواز هستند . هنگام بازگشت به وسيلهء درشكه ، اسبها و چرخها قدرى به جانب انتهاى صف اين آفت متمايل مىشود . وقتى كه مقدارى از آنها به اين گونه پايمال شدند ، صفوف عقب بلافاصله به سوى آنها حملهور مىشوند ، البته نه براى كمك به همراهان خود بلكه براى خوردن آنها . طى پنج سال اخير براى غلبه بر اين آفت مخرب در فلسطين كوشش جدى به عمل آمد و هيئتى ، كه اغلب آنها يهودى بودند ، براى بحث و مذاكره در اين زمينه مأموريت يافتند . در شيراز ممكن است پسر كوچكى را مشاهده كنيد كه يكى از اين حيوانات را تعقيب مىكند ، همانطور كه درصدد تعقيب پروانهاى بر مىآيد و هنگامى كه به گرفتن آن موفق شد ، سر و پاهاى او را جدا مىكند سپس يا آن را مانند ميگو مىخورد يا به خانه مىبرد و به پدرش هديه مىكند . وقتى به خاطر آوريم كه ياگو « 2 » در نمايشنامه شكسپير موسوم به اتللو مىگويد : « غذايى كه براى من اكنون مانند ملخ لذيذ است » . شايد اين امر شگفتانگيز به نظر نرسد . بهترين توصيف از آفت ملخ را در خلال صفحات تورات مىتوان يافت . خاطره يوئيل از هجوم ملخ به باغ او نمونهء واقعى از اشتهاى اين حيوان است كه به نظم در آمده : « شرابهاى مرا ضايع كرد و پوست درختان انجير مرا كند و آنها را كاملا عريان ساخت . شاخههاى آنها همه سفيد شدهاند » . در سال 1915 م هنگام حملهء دستههاى ملخ به اورشليم شرح كامل اين واقعه را براى گروهى از مردم عرب خواندند . شيخ قبيله پس از شنيدن آن گفت كه اين شرحى كه از ملخ در يك روزنامهء فرنگى درج شده بسيار دقيق و صحيح و از اين نظر حيرتانگيز است . سپس گفت به خاطر دارد كه نوزده سال قبل طوفان دستههاى ملخ را از روى اريحا « 3 » به سوى دريا راند و آنها مانند جزيرههايى در درياى ميت روى هم انباشته شدند . هيچ كس نمىتواند بگويد كه از نظر ملخ يك قانون براى اغنيا و قانون ديگرى براى
--> ( 1 ) . Opal از سنگهاى قيمتى كه به آن « عينالهر » نيز گويند . ظاهرا مراد نامناسب بودن تشبيه تودهء انبوه ملخ است به اين سنگ در عين وجود وجهى از مشابهت . - م . ( 2 ) . Yogo يكى از اشخاص نمايشنامهء اتللوى شكسپير مىباشد . - م . ( 3 ) . به انگليسى Jericho شهرى است در وادى اردن واقع در شمال اورشليم . - م .